69 - بيعت شكنان شكنجه گر!



طلحه و زيبر بدستيارى عايشه همراه سپاه خود وارد بصره شدند، (كه بعدا جنگ جمل را با سپاه على (عليه السلام ) براه انداختند) عثمان بن حنيف فرماندار بصره از طرف على (عليه السلام ) بود، وقتى كه مخلفان و بيعت شكنان ، بصره راتصرف كردند.
عثمان بن حنيف دستگير نمودند، خواستند او را بقتل رسانند ولى عايشه بخاطر خويشاوندى با او، مانع شد، اما طلحه و زبير و مزدوران آنها آنچنان او را شكنجه دادند كه تمام موى صورتش را كندند، حتى موى ابروانش را كندند و به نقلى او را آن گونه كتك زدند كه چشمها پاهايش ، آسيب سختى خورد.
عثمان بن حنيف به استقبال سپاه على (عليه السلام ) از بصره خارج شد، در اردوگاه ذى قار، به حضور على (عليه السلام ) آمد و عرض كرد:
يا اميرالمؤ منين بعثتنى ذالحية و قد جئتك امردا :
اى امير المؤ منان مرا كه داراى ريش بودم به بصره فرستاده بودى ولى اينك همچون امرد (بر وزن اكرم ) (يعنى جوانى كه در صورتش ، مو نيست ) برگشتم .
امام على (عليه السلام ) فرمود: اصبت خيرا و اجرا به خير و پاداش رسيد. (359)
اين بود كه يك نمونه از شكنجه گريهاى بيعت شكنان هواپرست .